زیلو
نوعی زیرانداز و کفپوش دستبافت است که با نخ بافته میشود و شباهت زیادی به حصیر دارد. این زیرانداز در برخی مناطق ایران استفاده میشود. زیلو هنر مردم میبد از شهرهای
استان یزد است. زیلو محصولی قدیمی و تاریخی است. ناصر خسرو در سفرنامهاش به ۵۰۰ کارگاه زیلوبافی اشاره میکند.
تاریخچه
صنعت بافت کفپوش و زیر انداز در بسیاری ارز مناطق جهان رواج داشته، در ایران نیز تاریخی کهن دارد. در قدیم پشم و پوست حیوانات به عنوان مدل بکار میرفته، ولی تهیهٔ آن از راه
شکار همیشه امکان نداشت و هم چنین پوست حیوانات چون برای این کار نبود، زود پوسیده میشد واز بین میرفت. پس بشر نیاز فوری به اختراع چیزی داشت که بتواند جایگزین آن
شود. اولین اقدام تهیهٔ زیلو به جای پشم وپوست بود. زیلو در بافت شباهتهایی با حصیر دارد و مانند آن برای زیر انداز مورد استفاده است. زیلو احتمالاٌ شکل تکامل یافتهای از حصیر
بوده و بافندگان آن از حصیر الهام گرفتهاند. این فرش ارزشمند خواستگاهش به درستی مشخص نیست اما از جمله مهمترین هنرها و صنایع دستی ایران به شمار میرود. در متون گذشته
از زیلو کمتر یاد شده و تنها جایی که سخنی از بنای مسجد بوده از زیلو به عنوان فرش نام بردهاند اما به محل بافت و تاریخ آن اشارهای نشده است. به یقین میتوان گفت بافت زیلو
قرنها قبل از اسلام رایج بوده، چرا که شواهد موجود نشان میدهد در قرون اولیهٔ اسلامی زیلو جزء فرشهای شناخته شده بود و بافت آن در بیشتر مناطق پهناور ایران رواج داشت؛
بویژه آنکه زیلو کاربرد فراوانی در اماکن مذهبی داشت و از طرفی میتوان گفت نام آن با بنای مذهبی گره خورده بود.
میبد یکی ازمراکز عمدهٔ زیلوبافی بوده است تا چندسال قبل صدها خانوار ازمحل درآمدآن امرارمعاش میکردند. زیلوهرچند به ظاهر یک دستبافتهٔ نخی ساده است امابررسی فنون وتکنیک
بافت آن نشان میدهد که غنای فرهنگی و
فکر واندیشهٔ بارورشدهای درپس هرتاروپود آن خفته است. پیشینه: زیلودرنقش وبافت شباهت زیادی به حصیر اولین دستبافتهٔ بشر دارد و مثل
حصیر یکی از موارد استفادهٔ آن درمساجد ومصلی واماکن متبرکه است بنابراین میتوان احتمال داد که زیلوبافی یا مرحلهٔ تکامل یافتهٔ حصیربافی است و یا بافندگان آن ازاین صنعت
الهام گرفتهاند. اکثر مردم و حتی برخی از پژوهشگران فرقی بین زیلو وگلیم قایل نیستند. درحالی که این دو دستبافته هم ازنظر موادخام مصرفی و هم ازلحاظ نوع بافت فرق زیادی باهم
دارند. درزیلو تکنیکهای پیچیدهای به کار گرفته میشود که نظیر آن نه تنها درگلیم بلکه در کمتر دستبافتهای به چشم میخورد. زیلو با زندگی جامعهٔ کشاورز وروستایی سازگاری دارد
زیرا تارو پود آن ازپنبه به دست میآید وگلیم با معیشت دامداری و شیوهٔ تولید عشایر متناسب است. مصالح گلیم بیشتر ازپشم است و مناسب برای مناطق سردسیر ومصالح زیلو از نخ
پنبه است ومناسب برای مناطق گرمسیر به ویژه حاشیهٔ کویر. با این حال به نظر میرسد زیلو مرحلهٔ تکامل یافته تر گلیم بافی است (جانب اللهی، ۳۹۰). اززمان ساسانیان به این طرف
طرح و نقشه پارچهها ازاشکال هندسی هم بالاتر رفت و به صورت اشکال مختلف حیوان، پرندگان مناظر شکار وغیره درآمد یک چنین طرحهای پیچیدهای را فقط وقتی میتوان بافت که
هرکدام ازتارهای نخ را هروقت که خواستیم بلند کنیم و بالا بیاوریم اسباب این کار هم چله کش است چه وقت و در کجا دستگاه چله کشی پدید آمد معلوم نیست. فرضیههای گوناگونی
دربارهٔ رسیدن آن به ایران ذکر شده است؛ پارهای از نویسندگان آن را کاملاً چینی میدانند ولی میدانیم که ساسانیان پارچه بافان سوریهای را که به اسارت گرفته بودند درکارگاههای
پارچه بافی دولتی زمانی به کار گرفتند که طرح صورت آزادساسانی درخاورمیانه مشهور بود. یکی ازپژوهندگان فن نساجی به این نتیجه رسیده است که دستگاه چله کشی درسوریه و
درچین هر دو اختراع شده است و درایران اصلاحاتی درآن به عمل آمده است. درآغاز دورهٔ مسیحیت گلیم بافان سوریهای اولین کسانی بودند که میمیلک (تارکش) سوم رااختراع کردند
تابتوانند با پودهای جناغی تغییری دررویهٔ پارچه بدهند در سدههای بعدی تعداد تارکشها به چهار و بعدها ازاین مقدارهم تجاوز کرد تا بتوانند نقشهای پیچیدهٔ هندسی را که همهٔ آن با
پودهای جناغی بافته میشد ایجاد کنند. درسدهٔ سوم میلادی طرح به شکل جانوران وگیاهان درآمد درحفاریهای ناحیهٔ فرات تعداد زیادی تکههای پارچه به دست آمد واز تجزیهٔ آنها
معلوم شد که پارچههایی که دارای طرحهای هندسی بودند در دستگاههای بافندگی دارای چند تارکش وآنهایی که دارای اشکال و طرحهای انسان و جانور بودند با دستگاه چله کشی بافته
شدهاند (وولف، ۱۵۶- ۱۵۷) درزمان ساسانیان بافندگان ایرانی برای تقلید ازطرحهای پیچیده پارچههای چینی که روی دوکهای بافندگی ایرانی عملی نبود زیراکه ایرانیان برای بافتن
گلیم با پودهای جناغی تارهای سفت و فنری به کار میبردند عوض کردن این روش بافت وتارهای شل نتابیدهٔ ابریشمی روی دستگاههای سفت باف پودی و تبدیل آن به طرح و نقشههای
تاری بسیار دشواربود برای چیره شدن به این دشواری نخست تارابریشم را تابیدند تاسفت شود دوم بافت دو تاری (دوچلهای) چینیها را اقتباس کردند ولی رویهٔ چلهای را تبدیل به
ترکیب رویه پودی کردند همهٔ این کارها را میشد با دستگاه چله کشی سوریهای انجام دادواین همان دستگاهی است که با فن بافت خود به روم شرقی وشمال اروپا راه یافت (همان،
۱۵۷) پس از ساسانیان بافندگان زمان بنی امیه وعباسیان پارچههای زیبای خودرا باهمان دستگاهها بافتند در زمان سلجوقیان با فندگان دستگاه هارا بهبود بخشیدند و بعضی ازجزییات
آن را اصلاح کردند و نتیجهٔ آن دستگاهی بود که به نام دستگاه ایرانی معروف شد به همین شکل هم به چین رفت ودرآن جا برای بافتن گلیم ازآن سود میجستند به نظر وولف گلیم بافی که
بعدها درایران بسیاراهمیت پیدا کرد درهزارهٔ دوم پیش ازمیلاد درباختر ایران به وجود آمده است (همان، ۱۵۵) بنابرای بعید نیست بلکه حدس قریب به یقین است که دستگاه زیلوبافی از
دستگاه چله کشی سوریهای الهام گرفته است و شگفت انگیز است که برخی ازاصطلاحات زیلوبافی هنوز هم عربی است مثل شلیت، مج و... که رابطهٔ مستقیم با چله دارد . تونه اصطلاح
محلی چله است. با این چرخ که دارای ۱۲ تا ۱۶ دوک است چلهٔ زیلورا میتابند.
زیلوبافی درقدیم دربیشتر نقاط پنبه خیز ایران بافته می شده است مؤلف حدودالعالم مینویسد: ازجهرم زیلو و مصلی نیکو خیزد واز سیستان زیلوها برکردار جهرمی (مجهول المؤلف
۱۳۴) وی همچنین از ناحیت پارس و شهرکی درآذرآبادگان نام میبرد که درآنها زیلو می بافتهاند. در متون قدیمی کمتر به نام زیلو بر میخوریم فقط هرجا سخن از بنای مسجدی بوده
است از زیلو به عنوان فرش آن نام برده شده است اما به محل بافت و سابقهٔ آن اشارهای نرفته است دهخدا مینویسد: زیلو کلمهای است اعم ازقالی و غیر آن و از قول جمالزاده آورده
است: در زبان عامیانه امروز بین زیلو و پلاس و گلیم تفاوتی هست چه گلیم فرشی است نازک که بافت آن شبیه زیلو اما از پشم است و زیلو به نوعی خاص ازفرش پنبه اطلاق میشود واز
قول ناظم الاطباء مینویسد بهترین زیلو را دریزد میبافند، درتاریخ یزد نیز در شرح بنای مسجد جمعه آمده است مرتضی اعظم امیر شمس الدین از تبریز زیلوهای عالی جهت گنبد
مقصورهٔ قدیم بفرستاد (کاتب، ۱۱۵) اماچرا شمس الدین که اهل یزد بود وحتی علایقی هم درمیبد داشت از زیلوهای یزدی و میبدی استفاده نکرد گرچه قرائنی موجود است که سید رکن
الدین پدر شمس الدین برای مدتی دررونق زیلوبافی میبد نقش مثبتی داشته است وی درزمان حیات خود پنج مسجد بزرگ دریزد بنا کرد که بی تردید خود او در تأمین فرش این مساجد یکی
از خریداران عمدهٔ زیلوی میبد بوده است حتی هنوز هم یکی اززیبا ترین نقشههای زیلو رکنه دینی نام دارد که به احتمال زیاد ازسفارشهای وی به یادگار مانده است (جانب اللهی،
۳۹۲- ۳۹۳) زیلو مثل دشتهای کویر ظاهری ساده اما درونی پرراز و رمز دارد چنین فرشی میتواند خنکای شنهای کویر را دردل شبهای تابستان به تن آدمیان گرما زده بنشاند و
خستگی روز را از تنشان بزداید. شاید به این دلیل است که روستاها وشهرهای حاشیهٔ کویر از آن جمله میبد مرکز نشو و نمای آن است و دراین میان میبد گوی سبقت را از همگان ربوده
است زیرا شهرتش درصنعت بافندگی به قرنها قبل میرسد وقتی در سال ۴۹۵ ق. یکی از بزرگان میبد به نام خطیرالملک که وزیر سلطان محمدبن ملکشاه بود (آربویل، ۲۵) از وزارت
برکنار شد حریفان و رقیبان شعری به مضمون زیر درباره اش گفتند: ای خر ترا به میبد نه نان بد و نه می بد عزلت خجسته می بد ای قلتبان جولاه (باستانی پاریزی، ۱۰۳)نسبت
جولادادن به وزیرمیبدی نشانهٔ آن است که درآن زمان میبدیها در بافندگی شهرت داشتهاند تا سالهای اخیر که میبد هنوز دارای ویژگیهای یک جامعهٔ بسته و کشاورز خودکفا را داشت
و مردم تقریباً همه نیازهای خود را که البته خیلی محدودتر ازامروز بود با دست خود تهیه میکردند حتی پوشاک مردم از کرباسهای دستبافت زنان تهیه میشد. مفرش آنها پلاس
وزیلوهایی بود که خود میبافتند. در چنین شرایطی زیلوبافی رونق فراوان داشت به طوری که اکثر مساجد و زیارتگاههای ایران
بازیلوهای میبد مفروش بود. این شهرت و رونق بی رقیب،
زیلوبافان میبدی را به توهم انداخته بود که این صنعت را ازابداعات واختراعات خود بدانند.
اگرچنین ادعایی درست هم نباشد که نیست اما تقریباً تردید نمیتوان کرد که این صنعت درمیبد پشتوانهٔ تاریخی زیادی دارد و حداقل دوران تکاملی خویش را به دست زیلوبافان میبدی
گذرانده است زیرا از چند اصطلاح عربی موجود در فرهنگ واژگانی زیلوبافی که بگذریم واین واژگان شاید یادگار همان سخن وولف باشد که بالاتر بیان کردیم مبنی براینکه پیشرفت
دستگاههای بافندگی ایران توسط مردم سوریه انجام شده است. درسایر موارد وجود بسیاری از اصطلاحات میبدی در این فرهنگ واژگانی مؤید این مدعاست که اگر میبدیها مخترع آن هم
نبودهاند حتماً به کالبد آن جانی تازه دمیدهاند در فرهنگها و لغتنامهها هم آمده است بهترین زیلوها در یزد میبافند (نفیسی، دهخدا) و در یزد تا چند دههٔ پیش در جایی جز میبد زیلو بافته
نمیشد. سایکس در سال ۱۸۹۴ م. (۱۲۷۳ ش.) به یزد و میبد سفر کرده است مینویسد: دراین زمان گلیمهای قرمز بافت میبد از شهرت برخورداراست (سایکس، ۱۸۶) و مرادش از گلیم
همین زیلو است زیرا گلیم بافی در میبد رایج نبوده است واطلاق گلیم به زیلو که اشتباه رایجی است از نظر مشابهت ظاهری این دو است تشابه نقشهای زیلو با جلوههای مادی و معنوی
زندگی مردم میبد اعم از نوع مسکن، معیشت واعتقادات و باورها گویای این نکته است که میبدیها حداقل در شیوهٔ بافت آن دخل و تصرف زیادی کردهاند و نقشههای زیادی برآن
افزودهاند. ولف اولین مرحلهٔ تکامل بافت را ابداع سه تارکش دانسته که بعدها به چهار یا بیشتر فزونی یافته است. این نکته دراین جا به وضوح به چشم میخورد و دقیقاًمشخص است که
دستگاه زیلوبافی نخست سه تارکش به نام مج(maj) داشته که به آن مج بالا و میون و پایین می گفتهاند بعد خواهیم گفت که هرچه نقش پیچیده تر می شده بر تعدادمج می افزودهاند و
جالب است که مجهای افزوده شده نام مشخصی ندارند وازآنها با استفاده از پیشوند فارسی "بر" یعنی کنار و واژهٔ عربی "مج" به معنی رشته نخ ترکیب تازهٔ برمج ساختهاند. گرچه
ازسابقهٔ زیلوبافی درمیبد مدرک مستندی موجود نیست اما بقایایی ازقدیم ترین زیلوی بافت میبد که تاریخ ۸۰۸ را نشان میدهد در موزهٔ زیلوی میبد وجود دارد (جانب اللهی ،۳۹۳-۳۹۴)
دستگاه زیلو بافی. دستگاه یا دارزیلوبافی شبیه دارقالی بافی است که ازاجزای زیر ساخته شده است:
۱-
تیر. دومیلهٔ مکعبی شکل ازجنس چوب درخت توت است که به طور افقی به فاصلهٔ سه متری موازی یکدیگر روی دوستون چوبی به نام اسون (osun)مستقر میشود. ضخامت
تیر
به نسبت عرض دستگاه متفاوت است؛ معمولاً
تیر یک دستگاه سه متری حدود ۷۵ سانتیمتر ضخامت دارد.
تیر بالا مخصوص چله و
تیر پایین مخصوص پیچیدن زیلو است. ۲- اُسُون.
دوپایه یا دو ستون اصلی دار زیلوبافی است که عمود برزمین و به موازات یکدیگر به فاصلهای برابر باعرض
تیرها نصب میشود اسون نیز مانند
تیر ازچوب درخت توت میسازند با این
تفاوت که برای ساختن آن تنهٔ درختی را که خمیدگی مختصری دارد میبرند وآن را عمودی از وسط دو نیم کرده و در دو سر آن برای جای
تیر حفرههایی ایجاد میکنند سپس در جای
خود کار میگذارند. خمیدگی اسون برای این است که وقتی
تیر هادر آن جای دادند
تیر بالا کمی جلوتر از
تیر پایین قرارگرفته وموجب میشود که بعد ازچله کشی چله قدری مایل بایستد
وبافنده که درحالت ایستاده کار میکند بر دستگاه مسلط باشد (جانب اللهی، ۳۹۶- ۳۹۷)۳- تنگ (teng) میلهٔ چوبی قطوری است که نوک تیز آن را درحفرههای دو سر
تیر میکنند
وآن را برای پیچدن چله به دور
تیر میچرخانند سپس برای محکم نگه داشتن چله تا جایی که ممکن است به عقب میکشند و با چوب دیگری به دیوار یا سقف کارگاه حایل میکنند .
به همان حال باقی میگذارند. هر دستگاه دو "تنگ "دارد که یکی نگهدارندهٔ
تیر بالاست و دیگری که کوچکتر است
تیر پایین را با آن مهار میکنند ۴- پش بند pošband چوب یا میلهٔ
آهنی بلندی است که دو سر آن دردیوار طرفین کارگاه تعبیه شده است این میله که درعرض "دار" قرار دارد یک وسیلهٔ نگه دارندهٔ "کمونه" و "کلی" (پایینتر توضیح آن میآید) است. ۵-
شمشه šemša چوب "گرت" gort است که درعرض دستگاه به موازات یکدیگر قرار گرفته است و به طوری که بعد خواهیم گفت به کمک "کمونه" برای بافتن نقش زیلو به کار گرفته
میشود. هر دستگاه یا دار زیلو دو عدد "شمشه" به نام شمشهٔ پایین و شمشهٔ بالا دارد. شمشهٔ پایین بزرگتر ازبالاست.
۶-کمونه: چوبی کمانی است به عرض ۵ سانتیمتر و طول یک متر که در دو سر آن شیارهایی وجودارد. کمونه را در پشت "پش بند" قرار داده؛ یک سر آن را با طناب به "شمشهٔ بالا" و
سر دیگرش را به "شمشهٔ پایین" میبندند. ۷- کلی(kali). چوب دوشاخهٔ قلاب مانند است که طول یک شاخهٔ آن ۲۰ سانتیمتر و بلندی شاخهٔ دیگر دو برابر شاخهٔ اول است. کلی به
وسیلهٔ دو رشته نخ ضخیم به نام "اوسال کلی" (owsâlkali) از یک سو به "
تیر بالا" و از سوی دیگر به "پش بند" بستهاند تا در حدفاصل "پش بند" و "شلّیت"(Šellit) قرار
گیرد. ۸- شلیت (Šellit)یکی دیگر از متعلقات دار زیلو است. "شلیت" یک مجموعه ازنخ تابیده شدهای است که آن را موازی هم در یک ردیف افقی به دو چوب که درطرفین دستگاه (
مقابل هراسون یک عدد) عمود برزمین نصب شده است میبندند "شلیت" درحد فاصل و به موازات دستگاه و "پش بند" به نحوی قرار گرفته است که وقتی بافنده در پشت دستگاه میایستد
"شلیت " بالای سر و پشت گردن او قرار میگیرد. شلینت از چندین رشته نخ ترکیب شده که هر رشته از به هم تابیدن ۲۸ تا ۳۰ لایه نخ شمارهٔ ۵ تهیه میشود. این مجموعه را به ۱۲
دستهٔ کوچکتر ۵ یا ۶ رشتهای تقسیم میکنند و با نخی به هم میبندند هریک ازاین دستهها نام و عملکرد مستقلی در بافت زیلو دارد. دو دسته از آنها به نام "سفید جو"(sefiju)و "
سیاجو" (siyâ ju) و سه دسته به نام "مداخل" (modâxel) مربوط به نقش حاشیهاند و هفت دستهٔ دیگر که "مج"(maj) نام دارند در بافت نقش زمینه مورد استفاده است.
تعداد "مج ها" متناسب با نوع نقشه کم و زیاد میشوند هرچه نقش پیچیده تر باشد برتعداد "مج" افزوده میشود در زیلوهای معمولی و ساده که برای استفاده درمنازل می بافندازشلیت هفت
مج استفاده میکنند اما در زیلوهایی که حاشیه نویسی دارند و برای مساجد وامام زادهها میبافند ۱۳ "مج" دارد (همان ۳۹۷- ۳۹۸) به طوری که از شیوهٔ نام گذاری مجها استنباط
میشود زیلو دراصل سه مج به اسامی مج بالا، مج میون و مج پایین داشته است به تدریج که بافت زیلو به مرحلهٔ پیشرفته تری رسیده است بر تعداد مج افزودهاند اما چون نتوانستهاند نام
جدیدی برای آن بیابند مجهای اضافه شده را درقیاس با سه مج اولیه نام گذاری کردهاند این نام گذاری ازجایی که بیشتر دردسترس بافنده است یعنی از قسمت پایین آغاز شده و به ترتیب
زیر است: ۱- سفیدجو ۲- سیاجو ۳- مج پایین ۴- برمج پایین ۵- برمج میون پایین ۶- مج میون ۷- برمج میون بالا ۸-بر مج بالا ۹-مج بالا ۱۰-مداخل پایین ۱۱- مداخل میون ۱۲- مداخل
بالا. هریک ازاجزای "شلیت" را که مرکب ازچند نخ است با نخهای ضخیم دیگری به نام "گرت"(gort)به تارهای چله میبندند دو چوب که در طرفین است و "شلیت" به آن بسته
میشود "چوشلیت "نام دارد که با چوب دیگری به نام "علم پشت بند" (alampošt band) به دیوار محکم میشود. ادامه دارد
مراحل تولید زیلو
یک مواد اولیه نخ پنبه که به عنوان ماده اولیه زیلوست، در گذشته به کمک چرخهای نخ ریسی در محل تولید میشده، پنبه را بعد از ریسیدن به کلاف تبدیل و برای تار و پود زیلو بکار
میبرند. این نخ در اصطلاح محلی هری شلیط یا نخ رسمی نام دارد، زیلویی که با نخ رسمی بافته میشددارای استحکام بالایی بود و ظرافت آن به کیفیت مرحلهٔ نخ ریسی و دقت در بافت
بستگی داشت.
دو رنگ زیلو بر خلاف سایر فرشهای تولید شده در ایران از تنوع رنگ کمی برخوردار است، رنگهای بکار رفته در زیلو مانند سایر مواد آن در منطقه تهیه میشده. ماده اولیهٔ رنگها
عموماً روناس برای رنگهای قرمز، نیل برای رنگهای طیف آبی و پوست گردو برای رنگهای طیف قهوهای بوده است. این رنگها که منشأ گیاهی داشتند ثابت بوده و در مقابل شستشو و
نور خورشید مقاومت بسیاری دارند.
سه چله کشی (چله دوانی) چله کشی زیلو مانند قالی و گلیم انجام میشود اما تعداد چلههای زیلو در واحد سطح به دو برابر تعداد چلههای گلیم میرسد. تفاوت زیلو و گلیم تنها در
افزایش تعداد چلههای آن نیست، بلکه اولاً زیلو دارای نقشی است که این نقش از طریق پودهای رنگین در آن بافته میشود، دوماًزیلو دورو بافته میشود و هر روی آن میتواند نقشی
جداگانه داشته باشد.
بازی آنلاین دخترانه دختر خوشگل مدرن بازی آنلاین دختر خوشگل مدرن: در این بازی شما باید پوست دختر را ترمیم و لطیف کنید و جای جوش های صورتش را پاک کنید آرایش کنید و لباس ها و مدل موی زیبایی برایش بسازید و می توانید در انتها عکس مدلی که ساختید را در رایانه شخصی خود save کنید.
بازی دختر خوشگل مدرن بازی آنلاین دختر خوشگل مدرن .